
من این پائین نشسته ام سرد و بی روح، تو داری میرسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی، ازم دل میکنی، مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن، اگه رو قله سردت شد، صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم، من این پائین نمیتونم بمونم
منم اون که تو رو داده به مهتاب، کسی که رو تو میپوشونه، تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نیست، میخوام یادم بره، دست خودم نیست!
تا مه راه و نپوشونده نگام کن، اگه رو قله سردت شد، صدام کن!