:. بالا و پائین ... .:

من این پائین نشسته ام سرد و بی روح، تو داری میرسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی، ازم دل میکنی، مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن، اگه رو قله سردت شد، صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم، من این پائین نمیتونم بمونم
منم اون که تو رو داده به مهتاب، کسی که رو تو میپوشونه، تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نیست، میخوام یادم بره، دست خودم نیست!
تا مه راه و نپوشونده نگام کن، اگه رو قله سردت شد، صدام کن!
:. دختری بود ... .:

ساکت و تنها
چون کتابی در مسیر باد
می خورد هر دم ورق اما،
هیچ کس او را نمی خواند
برگها را می دهد بر باد
میرود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند.
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هرجا که باداباد!
بادبان را ناخدا باد است
لیک او را هم خدا، هم ناخدا باد است.
اکنون، او همان منم ...
:. همین حالا سیدی رو بشکن ... .:

بالاخره صدایی را که میخواستم مدتها فریاد کنم را دوستانی فریاد و من را هم آرام کردند!
شاهکاری از
آمین و
یاس عزیز که وجودشان باعث افتخار من، شما و شاید هم ایران باشد.
شاهکاری برای یک تهمت جبران ناپذیر از این دو هنرمند برای هنرمندی دگر، این موزیک زیبا را میتوانید از
اینجا دریافت کنید.
چشمها را باید شست جوری دگر باید دید... همین حالا سی دی رو بشکنید! هیچکس استثنا نیست، همه ی ما روزی از این دنیا خواهیم رفت!متن این موزیک در ادامه آمده است ...
ادامه مطلب
:. حاشا نکن ... .:

حاشا نکن عشقت رو از چشم تو پیداست
چشمان تو لبریز از عشق و تمناست
این لحظه ها شاید دگر هرگز نیاید
عمر منه دیوانه تا فردا نپاید
آیینه ی چشمان تو میگوید از عشق
روی لب شیرین تو اما و شاید
من تک درخت صحرای دورم
خورشید من محتاج نورم
تو میتوانی تا مثل باران بر من بباری عشق من، تا من بمانم
همچون پرستو، تو ای مسافر در سایه ی عشقم بمان، من سایبانم
تن خسته ای لبریز خواهش، در حسرت دست نوازش
یا زندگی بر من ببخش و، یا ریشه ام سوزان به آتش
من عاشقم، عاشق ترینم، عاشق ترین مرد زمینم
در چشم من خود را ببین، حرفی بزن ای نازنین، ای اولین، ای آخرینم!
:. سرگرمیه تو ... .:
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته ام
یادت نمیاد اون همه قول و قرارهایی که با تو بسته ام
با این همه ظلم،
تو ببین باز چجوری پای این همه قول و قرار من نشسته ام
نشکن دلم و به خدا آهم میگیره دامنت و عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز
نگو بی خبری،
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلم و آهم میگره دامنت و عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز
نگو بی خبری،
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته ام
یادت نمیاد اون همه قول و قرارهایی که با تو بسته ام
با این همه ظلم،
تو ببین باز چجوری پای این همه قول و قرار من نشسته ام
نشکن دلم و به خدا آهم میگیره دامنت و عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز
نگو بی خبری،
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلم و آهم میگره دامنت و عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز
نگو بی خبری،
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز
نشکن دلم و به خدا آهم میگیره دامنت و عاقبت یک روز
نگو بی خبری نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرینه سینه سوز
نگو بی خبری،
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز
:. یاد من باش ... .:

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خيالم
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شكستم
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم
ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم
بی تو و عطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم
هم ترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداری مهتاب،
عاشقانه ياد من باش
اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد
ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون نورُ
ميشه با دشت تو فهميد، معنی پل عبورُ
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش
هم ترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداری مهتاب،
عاشقانه ياد من باش
:. غم تنهايی ... .:

چرا وقتی كه آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد يك دنيا می شه
ميره يك گوشه پنهون می شينه
اونجا رو مثل يه زندون می بينه
غم تنهايی اسيرت می كنه
تا بخوای بجنبی پيرت می كنه
وقتی كه تنها می شم اشك تو چشام پر می زنه
غم میاد يواش يواش خونه ی دل در می زنه
ياد اون شب ها می افتم زير مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه، می نشستيم، من و يار
غم تنهايی اسيرت می كنه
تا بخوای بجنبی پيرت می كنه
می گن اين دنيا ديگه مثل قديما نمی شه
دل اين آدما زشته، ديگه زيبا نمی شه
اون بالا باز داره زاغه ابرا رو چوب می زنه
اشك اين ابرا زياد ولی دريا نمی شه
غم تنهايی اسيرت می كنه
تا بخوای بجنبی پيرت می كنه
:. اگه عشق همینه ... .:

باز هم دلم گرفته، گریم اختیاری نیست،گریم اختیاری نیست،
آخه جز گریه منو کاری نیست. یه عمره از محبت بی نصیبم ای خدا،
من غریبم ای خدا، چرا جز گریه منو یاری نیست؟
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
از لبهای سردم خنده گریزونه، راز دلم خسته ام هیچکی نمیدونه.
بازیچه شدن تا کی، دل رو گول زدن تا کی، افسردگی تا کی؟
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
دل به هر که دادم بی وفایی دیدم، چه رنجهایی که عمری از عشق کشیدم.
دل به هر که دادم بی وفایی دیدم، چه رنجهایی که عمری از عشق کشیدم.
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
باز هم دلم گرفته، گریم اختیاری نیست،گریم اختیاری نیست،
آخه جز گریه منو کاری نیست. یه عمره از محبت بی نصیبم ای خدا،
من غریبم ای خدا، چرا جز گریه منو یاری نیست؟
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه
:. گفتم ... .:

گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی، خواب و سرابی
گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی، نقابی
فریاد کشیدم تو کجایی، تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا تا بیابی
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش، مرد سفر باشهم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
هر منزل این راه، بیابان هلاک است
هر چشمه سرابیست که بر سینه خاک است
در سایه هر ظن اگر گل به زمین است
نقش تن ماریست که در خواب کمین است
در هر قدمت خاک، هر شاخه سر راه
در هر نفس آزاد، هر سایه ی صد باز
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش، مرد سفر باشهم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا
گفتی چون شدی تشنه ترین، قدر تو دریاست
گفتم که در این راه، کو نقطه ی آغاز
گفتی تویی تو، خود پاسخ این راز
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش، مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
:. نفرین ... .:

ای همه بود و نبودم
ای تمام تار و پودم
ای تو آرزوی قلبم
کاشکی عاشقت نبودم
ای همه بود و نبودم
ای تمام تار و پودم
ای تو آرزوی قلبم
کاشکی عاشقت نبودم
دلم از تو گرفته شکستم با نگاهت
بذار اشکهای چشمام بشن فانوس راهت
با یادت در ستیزم از عشقت میگریزم
اما تو خلوت دل تویی تنها عزیزم
ای همه بود و نبودم
ای تمام تار و پودم
ای تو آرزوی قلبم
کاشکی عاشقت نبودم
ای همه بود و نبودم
ای تمام تار و پودم
ای تو آرزوی قلبم
کاشکی عاشقت نبودم
نفرین به این عاشقی دل غرق خونه
اما نمی تونه یه نفس بی تو بمونه
به اون جایی رسیدم که مرگ آسونه
قلب خسته ی تنهام تو رو عاشق نمی دونه
هر چی میگم به این دل عاشق شدن چه خوبه
دلم به یاد عشقت تو سینه باهاش میخونه
میگه دروغه حرفهاش گرمای خوبه دستاش
من از نگاش میخونم پر از فریب چشماش
ای همه بود و نبودم
ای تمام تار و پودم
ای تو آرزوی قلبم
کاشکی عاشقت نبودم
قلب من هنوز بی ریاست
قلب تو چه دیر آشناست
قلب من چه بی انتهاست
عشق تو برام تکیه گاست
ای همه بود و نبودم
ای تمام تار و پودم
ای تو آرزوی قلبم
کاشکی عاشقت نبودم
قلب من هنوز بی ریاست
قلب تو چه دیر آشناست
قلب من چه بی انتهاست
عشق تو برام تکیه گاست
تقدیم به آنکه نتونستم .......