
این منم، که چنین در آرزوی داشتن تو، درهای زندگانی را از چهار جهت، از چهار طرف، بر روی خود بسته ام!
این منم که برای رسیدن به این آرزو دوباره دست به قلم نهادم تا باری از حرفهای نگفته را خالی و دلی سبک کنم!
آیا میدانی چرا؟ میدانی چرا این محیط را برای سبک کردن دل انتخاب کردم؟ چون کسی نیست! اینجا کسی نیست که بگوید برای چه یا به چه علت، چرا که خودم هم در پی دانستن همین موضوع هستم و جوابی برای آن ندارم!
آری این منم که این چنین خود را در چهار چوبی خیالی و واهی گم کردم تا روزی که میدانم دگر هرگز نمی آید را ببینم!
کم کم داریم به سالروز های دوران آشنایی مان نزدیک میشویم، روزهایی که هیچ وقت از یاد نمی برم! روزهایی که همانند تولدی دوباره بود.
این من بودم، این من بودم که در روز تاب و تب دیدار تو را از ثانیه ها طلب میکردم و تو میدانستی، میدانستی و رفتی! اما من...، با دستهای خودم مسیری را برای اثبات کردن عشقت نسبت به خودم به وجود آوردم، اما دریغ از اینکه نخواستی ثابت کنی که هیچ، دگر سراغی از ...، کو؟
کو کسی که بارها در گوشم نجوا میکرد: و (ع) حرف اول عشق است، از آنجا که اسم قشنگ و کوچک تو آغاز میشود...؟
چه کردم من؟ چه کردم من که چنین ره سه ساله را نابود کرد؟
کدامین شنزار جاده ی طی کرده ی من را پوشاند، تا تو گمراه شوی؟ من که از شنزاری نگذشته بودم.ماه من! میدانم اگر بازگشتی هم در بین ما صورت گیرد، دیگر نه من همان میشوم نه تو، شاید از خود بپرسی که پس چرا با اینکه میدانم، باز در جمال انتظار، کمر خم کرده ام، جواب این سئوال برای خودم هم نا مفهموم باقی مانده!
فقط ای کاش میدانستی، ای کاش میدانستی که هرگز به وجودت عادت نکرده بودم و نکردم، من فقط تو را برای خودت میخواستم و میخواهم.
از یک چیز بی نهایت خوشحالم از اینکه هنوز طعم زیبا، درد زیبا، شیرینی و حتی تلخی زیبای عشق را میچشم!
و چه عشقی زیباتر و دلپذیرتر از این...
من کیستم؟ ادامه مطلب
سلام دوستان خوبم.
ضمن تبریک میلاد حضرت مسیح (ع) و همچنین فرار رسیدن سال جدید میلادی، و عذر خواهی بابت دیر به روز شدن این وبلاگ.
دوستان گلم، نمیدونم چطوری از زحمات علی عزیزم برای این وبلاگ تشکر کنم، البته میدونم باز هم اگر این مطالب رو بخونه عصبانی میشه ولی انقدر با حوصله و خوش سلیقه این کار رو انجام میده که آدم شرمنده میشه، باز هم جا داره تا از تمامی زحمات این دوست خوب، تشکر کنم. تازه سایت قشنگش هم شروع به کار کرد (
www.Nst.ir) و اینطور که در اون نوشته تا سال نو میلادی اولین قالب برای دانلود گذاشته میشه، که از این جهت هم بهش تبریک میگم. واقعا قشنگ شده حتما برید و ببینید.
من هم اینبار نمیخوام شعر یا متن خاصی از عشق یا دلتنگیهام بنویسم. راستش اینبار دلم میخواد، شادی هام رو با شما قسمت کنم. اینبار دلم میخواد برای اولین بار به مناسبت سال نو میلادی یه جشن کوچولو برای این وبلاگ و شما بگیرم، اگر چه نمیشه کار خاصی تو این صفحات انجام داد ولی شاید بشه با چند مطلب دل کسی رو شاد کرد.
امیدوارم تونسته باشم برای اولین بار مطالبم رو از حالت غمگینی یا دلتنگی در بیارم. کاش میشد من هر روز اینطوری شاد بودم تا عادت میکردم همیشه مطالب شادتری ارئه بدم، جالب اینه که دست به قلم خوبی هم ندارم.
خوب شد به یادم افتاد! بعضی از دوستانم فکر میکردند که من و علی عزیز با هم خواهر و برادر هستیم، ولی باید بگم ما به طور اتفاقی در سایت کلوب دات کام با هم آشنا شدیم و هیچ نسبت خانوادگی با هم نداریم، ولی اینم نا گفته نمونه که رابطه ی من و علی مثل یک برادر و خواهر میمونه که تا به حال من برادر به مهربونی اون زندگیم ندیدم و از اینکه باهاش آشنا شدم خیلی خیلی خوشحالم و حتی به قول خودش افتخار هم میکنم.
به کسی که هنوز با احساساتی زنده است که برای من خیلی شیرینه و اون عشقه، من از هشت ماه پیش وبلاگ علی عزیز رو میخوندم، وبلاگ قشنگی بود که متاسفانه برای افتتاح سایت زیباش بسته شد خیلی مطالب دلنشین و قشنگی داشت البته اون موقع من بنا به دلایلی نمیتونستم نظرم رو براش بنویسیم، خلاصه من هم به اسرار و برای زنده نگه داشتن اون مطالب قشنگ دعوتش کردم که تو این وبلاگ با هم همکاری کنیم که خوشبختانه پذیرفت. دلم میخواد از خوبیهاش بیشتر بگم ولی میدونم از دستم دلخور میشه اگه زیاد حرف بزنم. شاید به قول خودش منم جای اون بودم دلخور میشدم.
میخواستم بیشتر این مطلب رو بگم که من و علی درسته که نسبت خانوادگی نداریم ولی این رو خوب میدونم که خیلی با هم تو این مدت کوتاه صمیمی شدیم. شاید ماهی یک بار هم، نتونیم با هم صحبتی داشته باشیم ولی این احساس که دیگه تنها نیستم برام کاملا محسوس شده.
این اولین باریه که تو این سه سال اخیر انقدر خوشحالم، ولی جالبه که علت این شادی رو نمیدونم. فقط دلم میخواست با کسی حرف بزنم و تا جایی که میتونم این شادی رو با او قسمت کنم. ولی متاسفانه از بخت بد یا خوب من! کسی رو بصورت آنلاین ندیدم و وقتی که طاقتم سر اومد، گفتم چه جایی بهتر از وبلاگ، حالا اگر تونستم کمی شادتون کنم که هیچ اگر نتونستم ببخشید.
با اینکه این سال نو برای ما مسلمانها نیست، ولی از لحاظ میلادی یا همون مسیحی امیدوارم سال خوبی رو همگی در پیش رو داشته باشیم. الهی آمین.
به نظرم خیلی حرف زدم و حتی دلم میخواست بیشتر هم مینوشتم... اما میدونم اگر طولانی بشه از حوصله ی خواندن خارج میشه و برای همین تا همینجا بسنده میکنم.
با آرزوی موفقیت و سالی خوب برای شما و خصوصا دوستان مسیحی.